
|
|
|
|
|
دیروز داشتم با امید تلفنی صحبت می کردم امید : اه دوباره بارون شد من : وای خدا یعنی می شه اینجا هم بارون بباره ؟ امروز ظهر روی مبل نشسته بودم و داشتم به بارون فکر می کردم ٬ خواهرم رو صدا زدم و گفتم : وفا ٬ من دلم بارون می خواد ٬ یعنی خدا دیگه منو دوست نداره ؟ نهار خوردم و آمدم پایین ٬ توی اتاق نشسته بودم و داشتم به این فکر می کردم که چی شده اداره برق دلش به رحم آمده و امروز برق ها رو قطع نکرده ٬ یه دفعه یه صدایی آمد . باور کردنش سخت بود رعد و برق آمدم توی حیاط ٬ به رسم همیشگی برای پذیرایی از بارون حیاط و باغچه رو آب پاشی کردم و اولین قطره بارون روی صورتم فرود آمد خدایا شکر به خاطر بارون رحمتت شکر بارون رحمت خدا نشون داد که هنوز از آفرینش نا امید نشده .
اوست که باران را پس از نومیدی مردم می فرستد و رحمت خویش را می گسترد ٬ و همانا او کارساز و شایسته ستایش است . آیه ۲۸ سوره ی شوری
اوست که پیش از باران رجمتش بادها را به بشارت می فرستد ٬ تا آنگاه که ابری گرانبار را حمل کنند ٬ آن را به سرزمین های خزان زده و خشک روان سازیم و بدان باران را فرو فرستیم و همه ی میوه ها را با آن از دل خاک پدید آوردیم ٬ مردگان را نیز همینگونه از خاک خارج می کنیم ٬ بسا که به این مثل ها پند پذیرید . آیه ی ۵۷ سوره ی اعراف
از جمله نشانه های قدرت الهی این است که زمین را خشک و فرسوده می بینی ٬ چون باران را بر آن فرو می ریزیم ٬ به جنبش آید و رشد کند ٬ آن خدایی که زمین را زنده می کند ٬ مردگان را نیز زنده خواهد کرد ٬ که او بر هر کاری تواناست . آیه ی ۳۹ سوره ی فصلت
آیا توجه نکرده ای که خداست که ابرها را می راند ٬ آنگاه آنها را به هم می پیوندد و توده انبوهی پدید می آورد و باران را مشاهده می کنی که از خلال ابر تراوش می کند و خدا هر موجود زنده ای را از آب آفریده است . آیات ی ۴۳ سوره نور |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 1:51 توسط آبان
|
|
||