تبليغاتX

‌فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه - پس بشارت ده به بندگان من ٬ خردمندان آنانند که به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروی می کنند . آیه ی ۱۸ سوره ی مبارک زمر

اینجا سرزمین آفرینش است - خدایا به رحمتت قسم , قلب تلاش کنندگان را شاد گردان

دیشب نخوابیدم ٬ از خدا خواسته بودم همه ی بی خوابی های بچه ها رو بده به من ٬ ساعت ۵ نماز خوندم ٬ برای بچه ها دعا کردم ٬ به دوستام پیام کوتاه دادم که موقع نماز صبح برای بچه ها دعا کنند . از یاس بانو و نرگس بانویم هم خواستم سفارش بچه ها رو به درگاه خدا کنند .

ساعت ۶ از خونه بیرون زدم ٬ و ساعت ۶:۳۰ توی حوزه ی امتحانی بودم . امروز از دیدن بچه ها بیشتر از همیشه خوشحال بودم . اونها هم تعجب کرده بودند که من هم اونجا هستم ٬ و به نظر می آمد که خوشحال شده بودن .

برای بچه ها دعا از قرآن آماده کرده بودم ( آیه ۱۰ سوره ی مبارک کهف ) که دادم دستشون خوندن و سفارش کردم تا پایان آزمون توی جیبشون نگه داشته باشن .

پدر مادرها پشت درهای آهنی دانشگاه اراک ایستاده بودند و دعا می کردند ٬ من هم که ( قاچاقی ) وارد دانشگاه شده بودم سعی کردم باشون شوخی کنم که روحیه هاشون عوض بشه .

ساعت ۸ که کنکور شروع شد و خیالم راحت شد ٬ از دانشگاه آمدم بیرون ٬ با آقای سجادی ٬ خانم همافر و دکتر خوش کیش صحبت کردم ٬ آمدم خونه و برای مدت ۳ ساع خوابیم .

ظهر که صحبت کردن با داوطلب ها رو به محمد حست شروع کردم ٬ فهمیدم کنکور سخت بوده ٬ با بقیه بچه ها که صحبت می کردم متوجه شدم ٬ جدی جدی خیلی هم سخت بوده . به هر حال بچه ها به اون اندازه از آمادگی رسیده بودن که توانایی مدریت یک کنکور سخت رو هم داشته باشند .

الان که دارم این نوشته رو می نویسم با بیشتر بچه ها صحبت کردم ٬ و برای بار دوم با آقای سجادی و دکتر خوش کیش صحبت کرد که بدونم شهرهای دیگه مخصوصا تهران بچه ها چطور بودن ٬ خوشبختانه به همت آقای قلمچی سطح آموزشی همه ی کشور تقریبا یکسان شده .

به هر  حال " زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد "

به امید سلامتی و موفقیت برای همه ی انسان ها

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:8  توسط آبان  |